مرتضى مطهرى
911
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بود - همان آيهاى كه شاخص همهء آيات بود - ذكر كرديم . آيات ديگرى هم هست . بعضى از اين آيات آياتى است كه در آنها مستكبرين و مستضعفين در مقابل يكديگر ذكر شدهاند . آياتى داريم كه در آنها فقط مستكبرين ذكر شدهاند . آياتى هم داريم كه در آنها فقط مستضعفين ذكر شدهاند ، و همهء اينها را بايد بررسى كنيم ببينيم مفاد چيست . دو نوع استكبار اما مستكبرين . مستكبرين هميشه نقطهء مقابل مستضعفين نيست ( اين هم خودش يك نكتهاى است ) . قرآن نقطهء مقابل مستضعف را يك چيزى قرار نداده كه مفهوم استضعافگر داشته باشد مثلًا بگويد مستضعِفين . به جاى اينكه بگويد : قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا « 1 » نگفته : قالَ الْمَلأُ الَّذينَ اسْتَضْعَفوا لِلَّذينَ اسْتُضْعِفوا . البته شك ندارد كه در اينجا اين مستكبرها همان مستضعِفها هستند ولى قرآن روى استكبارشان بالخصوص تكيه كرده . البته ما دو نوع استكبار داريم : يك استكبار عملى كه احياناً در قرآن كلمهء « فِى الْارْضِ » دنبالش مىآيد : تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ « 2 » در زمين بزرگ فروشى مىكنند ، مىخواهند خودشان را در زمين بزرگ بنمايانند و بزرگتر بر ديگران ، كه همان معناى استعلاء در زمين را دارد . اين مىشود استكبار عملى كه مرادف مىشود با استضعاف . يك استكبار اخلاقى هم ما در قرآن داريم . استكبار اخلاقى اين است كه انسان در مقابل حقيقت روحاً خاضع نشود . اين تكبرِ در مقابل خداست ، تكبرِ بر مردم نيست . نمىخواهد زير بار حقيقت برود . ممكن است خودش يك آدم مستضعفى هم باشد ولى در عين حال در اين جهت مستكبر است . به اين معناست كه خدا شيطان را مستكبر مىنامد . شيطان كه نه در گروه انسانها در طبقهء استثمارگرهاست و نه اينكه بگوييم گروه جنها را دو طبقه كرده و خودش در آن طبقه است . استكبار كرد از اينكه سجود كند و امر خدا را اطاعت نمايد . در قرآن آنجا كه « اسْتَكْبَرُوا عَنْها » آمده ( با كلمهء « عَنْ » ذكر شده ) و آنجا كه اسْتَكْبَروا « فى » آمده ( استكبروا فى الارض ) دو معنا دارد . استكبار فى الارض همان استكبار عملى است كه استضعاف را مىفهماند . استكبار مطلق ( اگر چيزى ذكر نشود ) يا اگر با كلمهء « عَنْها » مثلًا ذكر بشود غالباً آن مفهوم اخلاقى را دارد . ( اين را من به صورت كلى نمىگويم ؛ آياتش را مىخوانيم ، باز هم بررسى مىكنيم ) . و قرآن اصلًا براى امر روحى و معنوى اصالت قائل است ، نمىگويد كه حتماً آن كسى كه در مقابل آيات ما تكبر مىورزد به دليل اين است كه در اجتماع مستكبر است . از نظر قرآن عكس قضيه ممكن است باشد : به دليل
--> ( 1 ) اعراف / 75 . ( 2 ) احقاف / 20 .